محمد مهريار
36
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
اطراف ايران نام آتش را به نحوى بر خود دارند . از جمله مثلا آتشان ( جيرفت ) ، آتشخسرو ( اهر ) ، آتشكده ( زابل و محلات ) و دو آتشكده ( بيرجند ) و آتشگان ( مشهد ) . « 1 » آجگرد jgerd آجگرد ، ديهى است از شهرستان فلاورجان ، دهستان گركن شمالى ، افتاده بر جانب جنوب و كرانهء رودخانهء زايندهرود . در عرف عامه اين واژه را بيشتر به كسر همزهء اول و كسر كاف فارسى و جيم عربى ساكن تلفظ مىكنند . در فردهاى مالياتى قديم ديده شده كه آن را آچگرد ، با الف ممدود و جيم فارسى و گاه هم با الف ممدود و جيم عربى ( آچكرد و آجگرد ) نوشتهاند . بههرحال اين ديه در صورت ظاهر همانند ساير ديههاى اين ناحيت همه از خشت خام و گل برآورده شده و اخيرا ديوارهاى آجرى ، درهاى آهنى و تيرهاى آهن نيز در بعضى ساختمانهاى آن به كار رفته است ، به نشان اينكه اژدهاى نو به خوردن كهن فرسوده آغاز كرده است . مسجدى و مدرسهاى ، كوچهها تنگ و آلوده به گرد و غبار و فضولات دامها و ديگر هيچ . آداب و عادات روستايى همان است كه در همهء روستاهاى لنجان عموميت دارد ، بدون خاصّهء قابل ذكرى ، لهجه و تلفظ خاصى نيز در ميان مردم محل ديده نمىشود . محصولات آن گندم و جو و برنج و جالبتر از آنها درختستانهاى انبوه بيد و كبوده و غيره كه ديه را چون حلقهء انگشترى به دور خود گرفته و منظرهاى سخت دلنشين به آن داده است . خانوار آن 212 و جمعيت آن در سال 1350 ه . ش از 1110 نفر تجاوز نمىكرده است . « 2 » دور و بر آن آثار كهن ديده نشد . اساسا در روستاهاى لنجان كمتر آثارى از قديم بر جاى مانده است . همهچيز در گذر زمان محو و نابود گشته است . آنچه به جاست همين نام است كه صدا مىزند كهن است . واژهشناسى : اگر اين واژه را تقطيع كنيم به دو جزء « آج » و « گرد » مىرسيم . فورا بگوييم كه با جزء ثانى سخت آشنا هستيم و همان است كه در كلمات دستگرد و ملازگرد و صدها
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 35 الى 36 . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 13 . آمار اين روستا در سال 1375 به 680 خانوار و 2982 نفر افزايش يافته است .